![]() |
![]() |
|
| دستامون اگر که دورن دلامون که دور نمی شه |
|
عمرا این ها رو بدونی :
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:59 توسط النا |
|
|
لحظه ی ديدار نزديک است باز من ديوانه ام٬ مستم باز ميلرزد دلم٬ دستم باز گويی در جهان ديگری هستم لحظه ی ديدار نزديک است...!!! یعنی من قراره عزیزه دلمو ببینم .......!پس چرا دیگه زمان نمی گذره؟؟؟؟!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:44 توسط النا |
|
|
براى تو مينويسم
راستى يادته اون روز گفتى حالا كه از هم دوريم نكنه منو يادت بره، نكنه عشقمون نسبت به هم كم بشه، نكنه ... "دورى عشق هاى معمولى را از بين مى برد و عشق هاى بزرگ و جاودانى را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مى سازد. " |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 21:9 توسط النا |
|
سهراب گفتى: چشمها را بايد شست......شستم ولى !.........گفتى: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولى !.............. گفتى: زير باران بايد رفت........رفتم ولى !............. او نه چشمهاى خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اى خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! " |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 18:54 توسط النا |
|
![]() CLICK |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 22:9 توسط النا |
|
|
مهربانى را وقتى ديدم که کودکى مى خواست آب شور دريا را باآبنبات کوچکش شيرين کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 23:43 توسط النا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به چشمهای من نگاه كن كه آرزوهای مرا با تو می گويد!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|