تبليغاتX
اندوه بی تو زیستن - چرا نمیای؟؟
دستامون اگر که دورن دلامون که دور نمی شه
 

شگفتا ! وقتی که بود نمی دیدم   

                  وقتی می خواند نمی شنیدم

وقتی دیدم که نبود 

                    وقتی شنیدم که نخواند 

 

چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال

 

در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد

 تشنه آتش باشی و نه آب !!!

 

 

دلت مى خواد اگه يه روز بدون من رفتی يه جا

   دنبال مهربونيات آواره شم تو كوچه ها؟؟؟؟؟؟

 

 

دلم برات تنگ شده، پس كی مياى؟؟؟؟؟؟؟

خیلی دل تنگم....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:55  توسط النا |