![]() |
![]() |
|
| دستامون اگر که دورن دلامون که دور نمی شه |
|
شگفتا ! وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد تشنه آتش باشی و نه آب !!! دلت مى خواد اگه يه روز بدون من رفتی يه جا دنبال مهربونيات آواره شم تو كوچه ها؟؟؟؟؟؟ دلم برات تنگ شده، پس كی مياى؟؟؟؟؟؟؟ خیلی دل تنگم....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:55 توسط النا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به چشمهای من نگاه كن كه آرزوهای مرا با تو می گويد!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|