![]() |
![]() |
|
| دستامون اگر که دورن دلامون که دور نمی شه |
|
دلم برات تنگ شده چه کنم که این اول دل تنگی هاست چی کار کنم بدون تو نمیرم؟؟؟؟؟؟؟
باران را بهانه کردم ، قطع شد ! برف را بهانه کردم ، آب شد ! گم شدن کفشهایت را بهانه کردم ، پیدا شد ! اصلا چرا می خوای بری؟... راهی ندارم.. مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم مجبورم... ... ... می فهمم … ولی……… |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 17:25 توسط النا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به چشمهای من نگاه كن كه آرزوهای مرا با تو می گويد!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|